1390/12/24

حيف كه بعضي با افكار پوسيده و شيطاني برخلاف نظر رهبري، اين جبهه مقدس ايران اسلامي در مقابل سلطهگران غرب را به مبارزه كانديداهاي داخلي تبديل كرده و فرياد شادي از پيروزي افراد مورد علاقه خودشان بر رقبا و كنايه و تحقير و تخريب را پيشه گرفتند كه خواست دشمن است
الحمدلله رب العالمين

اينجانب كه از مسجد سليمان عازم تهران شده بودم در 7/12/90 بخاطر بيماري ريوي در يك بيمارستان دولتي بستري گرديدم. از يك طرف دوستان به دنبال كشف حقيقت و حل مشكل بودند و از طرف ديگر بلاتكليفي و سردرگمي مردم هوادار منطقه وضعيت ويژهاي را ايجاد كرده بود. با پيگيري از فرمانداري تهران متوجه شديم كه هنوز نام بنده تا پنجشنبه 11/12/90 در سايت آنها قرار ندارد. از ليست مسجدسليمان هم كه حذف شده بودم و همه دوستان كه نام مرا در ليستهاي تهران قرار داده و يا قصد حمايت داشتند به تصور اينكه من به مسجدسليمان رفتهام نام مرا از ليستهاي خود حذف كرده بودند. در صورت تمايل به دسترسي اطلاعات بيشتر و مدارك ميتواند به وب سايت شخصي بنده مراجعه فرمائيد.
و اما كلام آخر، عزيزان قدر اين ملت بزرگوار را بيشتر بدانيم و عينكهاي جناحي و قبيلهاي را از چشم برداريم و عينك انقلاب اسلامي كه همه مردم را به عدالت، مهرباني و مثبت انديشي ميبيند، به چشم بزنيم و دوباره با شستشوي چشمها، همدلي و گذشت را در فضاي مقدس ايران بگسترانيم و سال جهاداقتصادي را به دهه جهاد علمي و اقتصادي تبديل كنيم. بدانيم كه امام، شهدا، رهبري و اين ملت بينظير و عزيز انتظار به حقي دارند كه جهادگونه در هر جايگاه و مقامي كه هستيم به وظيفه خود عمل كنيم.
به حُسن و خُلق و وفا كس به يار ما نرسد
تُرا در اين سخن انكار كار ما نرسد
اگر چه حُسن فروشان به جلوه آمدهاند
كسي به حُسن و مَلاحت به يار ما نرسد
دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش
كه بد به خاطر اميدوار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم كه شرح قصه او
به سمع پادشه كامكار ما نرسد
والسلام



